چه کسی در این دنیا هست که ادعا می کند مرا می شناسد؟
شما ای دوستان من و همه آن ها که ادعا می کنید من و شما همدیگر را خوب می شناسیم
شما چه می دانید که من به چه می اندیشم و در ذهن و قلب من چه می گذرد؟
چه کسی می داند که من در این دنیا به دنبال چه می گردم؟
چه کسی تا به حال به سراغ دفتر صورتی جلد من رفته تا دزدانه رویاهای رنگی ام را بخواند؟
کدام یک از دوستانم فهمیدند که من آن شب برای آن پسرک فقیر که به کامیون اسباب بازی ها نرسید
و آن سال عید هیچ هدیه ای دریافت نکرد چه قدر گریه کردم؟
چه کسی باور می کند که من در این دنیا قلبی بزرگتر از قلب کودک خواهرم نیافته ام ؟
چه کسی می داند که من هر روز صبح احوال خدا را از باد صبح گاهی می پرسم ؟
چه کسی دانست که منظره آن باغ را که روی بوم نقاشی ام کشیدم، یک شب در خواب دیده بودم؟
آن جوان مهربان که هر گاه مرا می بیند لبخندی آشنا به من هدیه می کند
چه می داند که در دل من چه می گذرد؟
چه کسی می داند که من مدتی ست که آرزوهایم را گم کرده ام؟
چه کسی دانست که من کیستم؟
! هیچ کس
<< Home