بشنو از یوسف : بده من بچه را
آویزان از دست های حشمت برو خوابانده شو روی ملافه یی سفید در آغوش دست های یوسف
بشنو از یوسف : گریه را که خوب بلدی. خنده چی؟ می توانی مثل ما نفس نکشی بخندی؟ هان؟
نگران نباش ببه. عمو یوسف و دده ثمینت یادت می دهند چه طوری نفس نکشی، چه طوری بخندی
چه طوری به هر کسی رسیدی فقط بگویی سلام
نفس نفس نفس بکش گریه کن هیچی نگو
نفس نکش بخند بگو سلام
0 Comments:
Post a Comment
<< Home