Tuesday, August 22, 2006

از مرز خوابم می گذشتم
سایه تاریک یک نیلوفر روی همه این ویرانه فرو افتاده بود
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟


در پس درهای شیشه ای رویاها
در مرداب بی ته آیینه ها
هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم
یک نیلوفر روییده بود
گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می مردم


بام ایوان فرو می ریزد
و ساقه نیلوفر بر گرد همه ستون ها می پیچد
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟


نیلوفر رویید
ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید
من به رویا بودم
سیلاب بیداری رسید
چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود
همه من بود
کدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

3 Comments:

Blogger ناخدا said...

ghashang bood, injaa cheghadr tarike amma

1:26 AM  
Anonymous Anonymous said...

e! kojash tarike?
chera hame hamino migan?
kheyliam ghashange!

11:37 AM  
Anonymous Anonymous said...

webloget kheyli ghashang bood. aslan ham tarik nist. zibaie va roshanaie khasi dare.

11:29 AM  

Post a Comment

<< Home