Tuesday, November 28, 2006
Sunday, November 26, 2006
: برای درخت پاییز زده حیاط پشتی
، وقتی این روزا گذشتن
، وقتی فصل سرما تموم شد
، وقتی خورشید اومد نزدیک زمین
، وقتی فصل بهار شد
قول می دی دوباره سبز بشی؟
Saturday, November 25, 2006
چه کسی در این دنیا هست که ادعا می کند مرا می شناسد؟
شما ای دوستان من و همه آن ها که ادعا می کنید من و شما همدیگر را خوب می شناسیم
شما چه می دانید که من به چه می اندیشم و در ذهن و قلب من چه می گذرد؟
چه کسی می داند که من در این دنیا به دنبال چه می گردم؟
چه کسی تا به حال به سراغ دفتر صورتی جلد من رفته تا دزدانه رویاهای رنگی ام را بخواند؟
کدام یک از دوستانم فهمیدند که من آن شب برای آن پسرک فقیر که به کامیون اسباب بازی ها نرسید
و آن سال عید هیچ هدیه ای دریافت نکرد چه قدر گریه کردم؟
چه کسی باور می کند که من در این دنیا قلبی بزرگتر از قلب کودک خواهرم نیافته ام ؟
چه کسی می داند که من هر روز صبح احوال خدا را از باد صبح گاهی می پرسم ؟
چه کسی دانست که منظره آن باغ را که روی بوم نقاشی ام کشیدم، یک شب در خواب دیده بودم؟
آن جوان مهربان که هر گاه مرا می بیند لبخندی آشنا به من هدیه می کند
چه می داند که در دل من چه می گذرد؟
چه کسی می داند که من مدتی ست که آرزوهایم را گم کرده ام؟
چه کسی دانست که من کیستم؟
! هیچ کس
Monday, November 20, 2006
چه قدر کلاغ های کوچه مثل من سردشان است
صدای پای زمستان را می شنوم
! چه زود و سرزده می آید
..... دیگر این کلاه پشمی و این پالتوی پوست هم گرمم نمی کنند
پ.ن : من می رم زیر پتو چشامو می بندم
بهار اومد صدام کنین
Saturday, November 18, 2006
Thursday, November 16, 2006
Sunday, November 12, 2006
Wednesday, November 08, 2006
رو دوس دارم sweet november اون دختره تو
پسر همسایه رو که بد نگا می کنه دوس ندارم
گلی که مرجان تو گلدون کاشته رو دوس دارم
اون استاده که اصلا نمی خنده رو دوس ندارم
ژاله خانوم تو آرایشگاه گلبافتو دوس دارم
خانوم ... رئیس خوابگاهو دوس ندارم
کتابخونه کوچیکمو دوس دارم
جزوه ریاضی مهندسیمو دوس ندارم
امروزو دوس دارم
پنج شنبه هفته بعد که میان ترم دارمو دوس ندارم
باغ پرتقالمونو دوس دارم
پارک لاله رو دوس ندارم
اون دور دورا رو دوس دارم
این جا موندنو خیلی دوس ندارم
Tuesday, November 07, 2006
Sunday, November 05, 2006
یه تیکه هیزم دیگه تو آتیش بنداز
برام کمی گوشت و لوبیا بار کن
بعد سراغ ماشینمون برو
و لاستیک چرخ اونو عوض کن
حالا جورابامو بشور
و لباسامو رفو کن
بعد بیا عزیزم
بیا کنارم بشین
و پیپم رو پر از توتون کن
راستی اول پیژامه م رو بیار
... و یه قوری چای دیگه دم کن
و بعد بگو
"چرا می خواهی ترکم کنی؟"
آیا با بچه خواهرت مهربون نبودم؟
و هر شب اونو ماشین سواری نبردم؟
چرا می خواهی همه چیزو تموم کنی؟
مگه اجازه ندادم
ماشینمو روزای تعطیل بشوری؟
و مگه به تو اخطار نکردم
که داری چاق می شی؟
دیگه بیشتر ازین چی می خوای؟
چرا نمی فهمی که برای یه مرد
این همه یعنی ... عشق
حالا بیا کنارم بنشین
البته قبل از اون لطفا لباسامو رفو کن
پیژامه م رو بیار
غذامو بپز
و برام یه قوری چای دیگه دم کن
و بعد بگو
چرا می خوای ترکم کنی
معنی این عصیان زنانه چیه؟
! لعنت بر هر چه فمنیست
دی :
! لعنت بر هر چه فمنیست
دی :
شعر از: شل عزیز




